سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

129

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

كه اگر از تو براى او آشكار مىشد آنچه كه از من برملا شد هرآينه پشت گردنت به درد آمده بود ( با شمشير گردنت را زده بود ) و خانواده‌ات را بىسرپرست و بچه‌هايت را به عزايت نشانده بود ولى تو به وسيلهء اين مردانى كه نيزه‌هاى بلند در دست دارند از دست او نجات يافتى در حالى كه او امروز تو را به مبارزه خواست و چشمهاى تو چپ شد و رنگ از صورتت پريد و از تو عملى سرزد كه من و ديگران از آن ناراحتيم در صورتى كه اگر تو خودت را مىپوشاندى براى تو بهتر بود . ( 1 ) واقدى گويد : سراسر ماه ذيحجه را جنگيدند و سال سى و هفت فرا رسيد و بين على ( ع ) و معاوية به اميد صلح آتش‌بس برقرار شد و ماه محرم را در حال رفت و آمد فرستادگان از دو طرف بازايستادند و معاويه قبول نكرد . جنگ دوباره از سر گرفته شد و نخستين روز ماه صفر را جنگيدند ، پس على ( ع ) خطبه خواند و فرمود : « اى مردم ! شما آغازگر جنگ نباشيد تا اين قوم جنگ را با شما آغاز كنند و فراريان را نكشيد و بر زخم‌خوردگان حمله نبريد و پردهء ناموس كسى را ندريد و كشته‌ها را مثله نكنيد ، و وارد خانه‌هاى اين قوم نشويد و مبادا زنى را به هراس اندازيد و نبايد كسى را دشنام دهيد . » . ( 2 ) چون سوم ماه صفر شد ، عمرو بن عاص با سپاهيان شام در زير پرچمى كه زمان جاهليت مىجنگيدند ، به ميدان آمد و عمار ياسر به مقابل او رفت و گفت : اى مردم ! آيا مايليد كه دشمن خدا و رسولش را ببينيد و آن كسى را كه بر مسلمانان ستم روا داشت و دشمنان دين را يارى رساند ، و همين كه ديد خداوند دين خود را پيروز گردانيده و پيامبرش را عزّت بخشيده است از ترس وارد دين اسلام شد نه از روى ميل و چون رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت همواره به دشمنى با مسلمانان شهرت داشته و با آنها جنگيده است و براستى كه او از جمله كسانى است كه در خاموش كردن نور خدا و پشتيبانى دشمنان خدا مىكوشيده است . او اين مرد است - در حالى كه به عمرو اشاره مىكرد - با او بجنگيد ، خدا او را بكشد ! آنگاه فرياد برآورد : واى بر تو اى عمرو ! اين پرچم ( دست من ) پرچمى است كه بارها با آن در خدمت رسول خدا ( ص ) جنگيده‌ام ، آخرتت را به حكومت مصر فروختى ، مرگ بر تو ! عمرو با شنيدن سخنان عمّار رو به عقب از جبهه برگشت و چون روز چهارم شد محمد بن حنفيّه با سپاهى به ميدان آمد و عبيد اللّه پسر عمر بن خطّاب به مقابلهء او آمد و با يكديگر پيكار كردند .